یادداشت ها

روایت من

تو را روایت کردم. همین جا. همین چند لحظه ی قبل. در کودکی روایت ها را حفظ می کردم...

 

بدون عنوان

دوست دارم پیپت تو دهن من باشه. بکشمش و تو برام آتیش بگیررونی و من دودشو پف کنم تو هوا و باهاش برم از پنجره بیرون خوش خوشک... 

 

بازی ایتالو کالوینو 

پریشب در تصورات و تخیلات مشترکم با یکی از دوستان به جایی رسیده بودیم که اگر مملکت آزادی داشت چه کارها می‌توانستیم بکنیم ...

 

 چه شود که مثل او باشی

همین دیروز بود که ده دوازده کتاب تازه خریدم و با اشتیاق تا خانه آوردمشان و شروع کردم از همان لحظه به ورق زدن اما امشب وقتی که دوباره لای کتاب را باز کردم...

 

 چرک جامگان

می گوید: این بچه ها این همه سال ما را ترک کرده اند و آمده اند اینجا همه ی این راه را هی می آمده اند و هی برمی گشته اند. برای چه...

 

 شرح حال

مدتی است که حالم از هر چیزی به هم می خورد؛ هر چیزی که دارم و هر چیزی که اطرافم هست. این مربوط به اوقاتی در روز است...

 

 مأمن نو

توی گوش هایم توی هر دو تاشان تپانده ام این قطعه کیس جارت را و همین، یادش کافی است و همان تصاویر مبهمی که به ذهن می آورد...

 

یادداشت های 84

ساعت شش بعد از ظهر به تایباد رسیدم. وقتی از حاشیه‌ی شهر به طرف مرز دوغارون می‌رفتیم، فکرش را نمی‌کردم که بخواهم شب را در تایباد سر کنم...

 

هم درد و هم درمان تویی

از من خواسته ای بدون این که فکر کنم چرا می نویسم و برای که و حتا چه، چند خطی اینجا بنویسم. می دانم که این حرفت هم مثل تمام حرف هایت...

 

و از شما که مرا بازداشت کردید

به من اتهام خبرنگاری برای سایت‌های معاند نظام زده‌اند و البته در تفهیم اتهامم آمده بود: «فعالیت تبلیغی علیه نظام با پخش سی دی و شب‌نامه...

 

شخصیت زن

قدش متوسط. نامش، همیشه مستور می ماند و گاهی چنان نجوایی از دور شنیده می شود؛ شاید از زبان مستخدمان مهمانسرا...

 

 

قضیه معترضه

فکر می کنم شروع بدبختی من زمانی بود که حدود پنجاه، شصت کتاب خوب را یک جا از دوستی که عازم سفری بود، خریدم و توی کتابخانه ام جا دادم...

 

لاطائلات

هیچ دلیلی جز سکوت برای دوست داشتنش. سر هم بندی کلمات. حذف کلمات در ترس. حفظ کلمات در خاطره ی هیچ. تکرار پوچ کلمات...

 

 مثل شب است

نوشتن كتاب، به پروردن دوستي در خيال مي‌ماند. شور و شوق نوشتن كتابي كه هنوز ننوشته‌اي و عذابي كه براي نوشتن تك تك كلمات آن مي‌كشي...

 

 هزار و یک شب

جاي بسي شادماني است كه بورخس از هزار و يك شب‌ بسيار گفته است. كتابي كه عنوانش به قول او، «يكي از زيباترين عنوان‌هاي دنياست»...

 

/ 0 نظر / 12 بازدید