سخن مرا بشنوید: آزادشان کنید / شعری از سید علی صالحی

آزادشان کنید،

آن ها خواهران از دریا گذشته و

گهواره بان بلوغ شبتاب اند،

جرم شان

تنها اشاره به رؤیای هاجر است

که می خواسته برای اسماعیل

اسمی از گلو بران گریه نیاورد.



آزادشان کنید،

آن ها برادران بی دریغ باران و

خنکای پسین تابستان اند،

تنها اشاره به دلواپسی آفتابی ست

که می خواسته برای به چاه ماندگان

پیراهنی از سپیده دم بیاورد.



آزادشان کنید،

آن ها بستگان بی تردید نور و

خنیاگران خردمند ترانه اند،

جرم شان

تنها سخن گفتن از کیمیای حقیقتی ست

که پیش از این آوازش را

از گلوی ب
ïریده چاه و

چراغ شکسته یتیمان

بسیار شنیده اید.


آزادشان کنید...

/ 1 نظر / 15 بازدید
سجادی

نه مهدی جان! چرا از بند به در آیند کسانی که برای آزادی به زندان شده اند. مگر اینک زندان رسانه آن سلحشوران برای گسلاندن بند از ستم بر آزادی نیست؟ مگر آنان برای چه در بند شدند که اینک بخواهیم رفع حصرشان کنند؟ دو حالت برای آزادی آنان متصور است: یا آنان تا کنون اشتباه می کرده اند و اینک پی به اشتباه خود برده اند و باید آنان را زها کنند که این طور نیست و یا اینکه حکومت به کمال راه یافته و پشیمان از کرده خود آنان را آزاد می کند. در غیر این دو صورت چرا آنان را آزاد کنند؟