پندهای سورائو

 

کافکا از سپتامبر 1917 تا آوریل 1918، به علت ابتلا به سل، هشت ماه در خانه خواهرش در سورائو زندگی کرد. بیماری برکاتی برایش به همراه داشت؛ چراکه او را از قیدوبند زندگی روزمره آزاد کرد تا در مجموعه قطعاتی فلسفی، حساب هایش را با مفاهیمی مثل زندگی، ازدواج، خانواده و گناه تسویه کند. این «پندها» بعدها به صورت پراکنده منتشر شده است، اما روبرتو کالاسوی ناشر و نویسنده، به طور اتفاقی دو دفترچه اصلی این متون را در کتابخانه بودلیان آکسفورد پیدا و در سال 2004 منتشر کرد.

(از مقدمه کتاب)

13

اولین نشانه بارقه ادراک، آرزوی مرگ است. این زندگی تحمل ناپذیر می نماید و زندگی دیگر دست نیافتنی. آدم دیگر از میل به مردن احساس شرم نمی کند؛ تقاضایش این است که از سلول قدیمی اش که از آن بیزار است، به سلول تازه ای منتقل شود که از آن بیزار خواهد شد. آخرین نشانه های ایمان هم اینجا دخیل است، زیرا در وقت انتقال شاید زندانبان اتفاقاً از راهرو رد نشود، تا زندانی را ببیند و بگوید: «این مرد را دوباره حبس نکنید. او با من می آید.» (پندهای سورائو، ص 23)

پندهای سورائو / فرانتس کافکا؛ به ویرایش، مقدمه و پس گفتار روبرتو کالاسو؛ ترجمه گیتا گرگانی

تهران: کاروان، 1387، 144ص، چاپ اول: 1387

تیراژ: 2500 نسخه، قیمت: 4000 تومان

 

/ 3 نظر / 32 بازدید
رضا

سال اصلاح الگوی مصرف مبارک

نوری

سلام در مورد آن داستان باید آقای قائمی را بازخواست کنید. راست اش من سالهاست که حال و هوای پند و نصیحت ندارم حتی از کافکا باشد. نشر کاروان هم خیلی ...

محسن

چون با كتاب سر ميكني كه نيك آن را تاب نياورده معرفي مي كني؟ بهر حال فكر كنم جالب باشه من كه تو اين سير اين كتاب ها نيستم اما تو مخيلم مي كنم كه يه وقتي بخونم.كاش از خودت و فكرات بنويسي.ممنون