شرح ماوقع برای ویلی

این احساسی توأمان است. احساسی توأم از هر دو چیزی که بشود تصور کرد توأمیتشان را. احساسی ویژه است. ویژه‌ی آدم‌هایی که  در پی چیزی نیستند و در پی بزرگ‌ترین چیزهایند. آدم‌هایی که هیچ حرفی برای گفتن ندارند و ناچار از سخن گفتن‌اند.  آدم‌هایی ناهم‌ساز که بیشتر از هر کسی نیازمند سازگاری‌اند همان چیزی که برایت نقل قول کردم: ناتوانی از سخن گفتن، ناتوانی از خاموش ماندن و تنهایی. سه چیزی که در زندگی آن آدم خشکیده لاغر و عبوس ـ‌اگر ناچار باشد اسمش را زندگی بگذارد‌ـ همیشه بوده است و در زندگی همه ما ـ‌اگر ناچار باشیم اسمش را زندگی بگذاریم‌ـ همیشه بوده و خواهد بود. و تنهایی. تنهایی همیشه جامع است. نوعی ما به الامتیاز و ما به التشخیص همه‌ی این دوگانگی‌هاست. همه فن حریف است. پرده از همه چیز برمی دارد. گفتنش سخت نیست. راحت است. سختی‌اش راحت است. چاشنی‌وار است. به هر چیزی بزنی، ضرر نمی‌کنی، می‌چسبد. معیار و خط‌کش است.  ساختار می‌دهد به همه‌ی تضادها. همان خط کش است. گرچه نتواند از راز خودش پرده بردارد. ضرری ندارد و چندان فایده‌ای هم. اما می‌شود به کارش گرفت. یک حسن ختام مناسب است. درش را می گذارد. درش را بگذار.

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
امیر

مهدی جان خودت چیزی فهمیدی؟ یا چون متوجه نشدی می خوای که ما برات شرح بدیم؟؟؟ [خنده]