دوست دارم پیپت تو دهن من باشه. بکشمش و تو برام آتیش بگیررونی و من دودشو پف کنم تو هوا و باهاش برم از پنجره بیرون خوش خوشک. مثل خودت که رفتی خوش خوشک. مثل وقتی رفتی کم کم و ما هیچ وقت باورمون نشد که شاید دیگه هیچ وقت نیای. همّیشه چشم انتظارت بودیم. هی... اما کیه که ندونه دود که از پنجره بیرون بره دیگه به هیچ حیله ای نمی شه برگردوندش تو اتاق. دودی که از پیپ بلند می شه دیگه نمی شه جلوشو گرفت. فقط تو کار رفتنه. هیچی دیگه حالی ش نیست. راهشو می گیره و می ره. مث تو که رفتی. حالا من تا عمر دارم هم اگه هی بدوم دنبالت فقط می تونم رفتنتو تموشا کنم. بهت که نمی رسم فقط می تونم رفتنت رو تو یادم نیگه دارم. بودنت دیگه مال من نیست. وقتی رفتی، وقتی نبودنت داشت بفهمی نفهمی باورمون می شد، وقتی چند روز گذشت و نیومدی من رفتم پیپتو از تو کشوی میزت ورداشتم گذاشتم رو تاقچه ی اتاق نشیمن که هر روز چشمم بهش باشه بهت باشه بهم باشی با هم باشیم. هیچ وقتم جسارت نکردم ورش دارم بذارم گوشه لبم. می دونستم نمی تونم. می دونستم همچی که بهش دست بزنم بغضم می ترکه.. گذاشتم اونجا باشه که هر وقت چشمم بهش افتاد یادت کنم که چه طور مثل دود پیپت ذره ذره رفتی و رفتی و دیگه هیچ وقتم برنگشتی...

/ 2 نظر / 16 بازدید
رضای خاله جان

من اولیشم. من لایک شدم یا کردم نمی دونم. جالب بود پسر خاله. بابا تو که وارد بودی تو این متنا چرا رو نمی کردی؟

سيب‌هاي خوردني

سلام هر جند كه از تحير انگشت به دهانم و نظري در سينه ام پنجه نمي‌افكند اما محض رد جواب‌تان به رضاي‌تان نظر مي‌دهيم.