همه چیز بی نظیر بود..

دیروز عصر ساعت چهار که با بیمارستان رازی رشت تماس گرفتم گفتند بهوش است حمید. گفتند حرف می زند. خیالم راحت شده بود دیگر. حتی نپرسیدم که می‌توانم تلفنی باهاش حرف بزنم یا نه. آن قدر خیالم راحت شده بود بعد از آن همه نگرانی فلج‌کننده که چیزی نگفتم. سحر را برداشتم و آمدم خانه. نگران بودم اما خیالم راحت شده بود انگار، که اتفاق بدی نخواهد افتاد تا این‌که آن تلفن لعنتی زنگ زد. آن تلفن لعنتی دو بار زنگ زد. و من گوشی را برداشتم. و آن خبر شوم را به من گفتند. گفتند که حمید دیگر برای همیشه رفته است... دیگر آن تن خسته‌اش را لازم نیست بکشاند از این شهر به آن شهر از این خانه به آن خانه در پی آرامشی، کاری. دیگر تمام شد. دیگر به همان کوله کوچکت هم نیازی نداری که همه چیزت به همان ختم می‌شد و حتی آن دو تکه لباس. حالا وقتش شده که آرام بگیرد وجود توفانی‌ات و همه‌ی ناآرامی‌هایت. حالا من مانده‌ام و کوهی خاطره. ما مانده‌ایم و چیزهایی که نوشته‌ای. رمانی که می‌دانستی این‌جا اجازه انتشارش را نمی‌دهند و تا آخرین لحظات پیگیر انتشارش بودی و داستان‌هایی که به ما هدیه داده بودی. حالا من مانده‌ام و سنگینی تنهایی تو که شانه‌هایم را می‌شکند. سنگینی آخرین جملاتی که پیش از مرگت نوشته‌ای:

«واقعن که همه چیز بی نظیر بود. کامل و نازنین بود. همچون عروس نوجوانی که همه علوم انسانی را از بر باشد و از فهم باشد و کنارت بخواند و برایت بی ابراز فضل از آنچه خواستی بگوید و معاشقه اش کنی. دنیا الحق که چنین بود. فهیم و عاشقانه اما دست نایافتنی. از این رو دست نایافتنی که یا جهل من مانع بود یا تخت من میخ داشت.»

تنها شدن ما از حمیدرضا شریفی

سلام آقای مرگ

پایان

بادبادک بی دنباله

 

 

 

 

/ 5 نظر / 36 بازدید
سارینا

با سلام آیا آمادگی تبادل لینک دارید؟ در زیر چند سایت برای تبادل لینک اتوماتیک معرفی شده است... مطمئنا وقت چندانی از شما نخواهد گرفت... توجه : پیج رنک سایت های زیر بالای 2 می باشد! ****تبادل لینک با تمام وب سایت ها و وبلاگ ها*** http://www.agahipost.com/links.php http://link.ir2market.com http://www.faxe.ir/link http://www.post.faxe.ir/links/ http://www.market.faxe.ir/links/ http://link.pchat.ir http://www.xco.ir با سپاس فراوان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کامنت گذاری آنلاین در وبلاگ ها با بلاگــ لیچ : http://www.blogleech.com

می سم فروتن

آخرین جملات... آخرین کلمه ای که نوشته... نه اصلن آخرین کلمه ای که از ناخودآگاه به خودآگاه آورده و اصلن ننوشته... حالا دیگر پاهای این کلمات شل شده...

بادبادک بی دنباله

همین با شرافت زندگی کرد و با شرافت مرد جز این هم از انسان های شریف توقعی نیست که اگر این طور نبود الان در غروری کاذب غرق شده بود و همه برایش هورا می کشیدند غافل از این که انسان بی شرافت سال هاست که مرده و پوسیده و همین این را نمی خواست و من با این همه سال خاطره با این همه سال رفاقت با این همه سال دعوا و اشتی و رقابت اکنون چیزی نیستم جز ساقه ی شکسته ای که به تنها چیزی که فکر می کنم مرگ است

دوست حميد

خيليييييييييييي دلم واسش تنگ ميشه.....صداش و اون طرز خاصش تو همه چيز......تو صداش تو چشاش تو حرفاش.....دلم تنگ شده......دلم تنگه.....كاش نميرفت