بگو به ماه بيايد؛ چراكه نمی‌خواهم خون صدام حسين را بر ماسه‌ها ببينم

از كل اين نوشته، اين جملاتش را پسنديدم: «هر انسان یک جهان است و با کشتن هر انسان یک جهان به پایان می رسد! کشتن کمیت ندارد. چه یک نفر را اعدام کنیم جنایت است چه میلیون ها نفر را!» پسنديدم آن هم نه همه‌اش را يعنی در حقیقت می‌توانم بگويم كه فقط جمله‌ی اول را. من به جای اين فؤاد شمس اگر بودم می‌نوشتم: «هر انسان يك جهان است و صدام،‌ جهانی بزرگ و شگفت‌انگيز است» خيلی بزرگ‌تر و خيلی شگفت‌انگيزتر از‌ آن‌كه آدم‌های کوچک در تصورشان بگنجد. موافق جنايت نيستم و آن‌قدر هم احمق نيستم كه نفهمم جنايت‌ دردناك و شوم است. اما با اين‌همه برای انسان‌های باشعوری كه جنايت‌ می‌كنند اهميت قايلم. كاملا مخالفم كه كشتن كميت‌ ندارد كشتن،‌ كشتن است اما کميتش هم مهم است. مهم است که چه تعداد جهان را نابود می‌كنی اما برای من كيفيتش مهم‌تر است. خيلی فرق می‌كند كه چه جهانی نابود می‌شود و تمام می‌شود. آدمی كه جنايت می‌كند، آن هم نه آن نوع جنايتی كه در راه هدف و آرمانی خاص باشد، جنايتی كه خودش هدف خودش باشد و صرفاً جنايت باشد، جنايتی كه با لذت توأم باشد، مسلماً جهانی كوچك نيست. بنشينی كنار گوری چاله‌ای و از زجر كشيدن ديگران لذت ببری! اين جنايت جنايتی مقدس است. جنايتی خداگونه است. مانند فرستادن عذاب است بر قوم لوط بر قوم ثمود بر قوم ايران بر قوم بم.

 

 

اينان مردگان‌اند

 

به كدامين گناه؟

 

...

 

...

************************

 

 

 

آري

 

تصاوير را بخوانيد!

 

 

  
نویسنده : مهدی موسوی نژاد ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۸
تگ ها :