مضمون تكراري

يا

راه و رسم زندگي كردن با كسي كه دوستش مي‌داري

گلوله‌اي به دست راست مرد شليك كرد و فرياد زد: «دِ زود باش! انتخاب كن! پسرت رو مي‌خواي يا دخترت؟ اگه دير بجنبي شوهرت هم مي‌ره اون دنيا.» بعد، سربازي كه زن را گرفته بود، رهايش كرد تا انتخاب كند و قهقه‌ي سربازها بلند شد.

    ـ مي‌ذاريم با هر كدوم خواستي، يه عمر، خوش و خرم زندگي كني.

    و گلوله‌ي ديگري به پاي مرد شليك شد. زن جيغي كشيد و لنگ‌لنگان به طرف پسر رفت...

    ...هنوز دست و پاي پسرك در آغوش مادرش مي‌جنبيد كه گلوله‌ي ديگر پيشاني مرد را هم سوراخ كرد. زن مدام جيغ مي‌كشيد و به دخترش كه كنار گل‌دان كوچكشان كز كرده بود، نگاه مي‌كرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اي خاطره‌ات پونِز، نوك‌تيز، ته كفشم

گفت‌وگو با محسن نامجو، راديو زمانه (۱)

۱. البته با مقدار فجيعي غلط تايپي و اين‌ها (ولي به هر حال).

  

نویسنده : مهدی موسوی نژاد ; ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/۱
تگ ها :